دوشنبه، آذر ۲۲

دچار گرمی گفتارم و لال هم هستم در همان حال.
 یک حالی دارم عجیب.

۱۳ نظر:

Warrior گفت...

یه موقع هایی آدم فقط دوست داره ببینه و بشنوه (حس کنه).

یه موقع‌هایی زندگی رو حالت Mute میوفته، بعضی وقت‌ها ما در حالت Mute

من وقتی بی صدا میشم دوست دارم فقط ببینم بدونه اینکه فکر کنم
فقط ببینم

Juno گفت...

معمولا هم وقتی زندگی خیلی نویزی میشه آدم میوت میشه.
الان در حالت میوت هستی که چیزی نمی نویسی؟

Warrior گفت...

آره میوت شدن منم دیگه خیلی طولانی شد، فکر کنم باید دوباره دست به کیبورد بشم :دی

من و من گفت...

گرمي گفتار...هووووم دهانت هم مي سوزه يعني؟ :-))

درخت ابدی گفت...

حالی پارادوکسیکال.
وای به حال مخاطب:)

falsch گفت...

نمی دونم چی بگم . میشه هیچی نگم؟

عمو آلبرت گفت...

همون که واریور گفت...
سعی کن سریعتر از این حالت خارج شی :)

Juno گفت...

به warrior:
کووو پس تو که هنوز ننوشتی!

به من و من:
بیشتر از اون مغزم داره می سوزه!

به درخت ابدی:
یه ذره تحمل کنید حال ِ پارادوکسیکال ِ منو. خوب میشم :-)

به هدی:
:-*

به عمو آلبرت:
سلام عمو آلبرت.
خوشحالم که برگشتی :-)

من و من گفت...

مي دوني جريان اون ياروه كهسرشو مي كنن تو يخچال تهشو مي ذارن رو گاز بهش مي گن چطوري؟
مي گه به طور متوسط خوبم! :-))

Ra گفت...

سلام
حالی ست بسی جالب. سکون و آرامش عجیبی به ناگه وارد می کند. از این حال ها دوست می دارم. آدمی واکنشی ندارد که نشان بدهد و گاه این خوب است.

Juno گفت...

به من و من:
عجب آدم ِ خوب و قانعی بوده!

Juno گفت...

به Ra:
سلام،
سکون و آرامش ترکیب قشنگیه. اگر این "حال" با خودش آرامش میاورد دوسش داشتم.

absolution گفت...

حال باحالی ست لابد...