Numb
خوابیده روی مبل سه نفره -می دانم اسمش کاناپه است و دلم می خواهد بگویم مبل سه نفره- پای چپ جمع کرده توی شکم، پای راست آویزان. جلد سوم نورتون روی شکم باز -روی صفحه ایی که آرنولد شعر می گوید. روی آن -عمود- دفتری باز است. می نویسم گویا دو تا فسقل گلبول قرمز نداریم گرم نگه مان دارد. کف پاها یخ زده و سرانگشت ها کرخت. می نویسم کرخت و پایین ترش تصویر انگشتی را می کشم فرورفته توی یک سوراخ ِ یک دیوار ِ یک احتمالا سد. فلش می زنم رو به انگشت و می نویسم انگشت پترس.
پایین ترش: مادرش به او سوپ گرم خوراند و او را در رخت خواب گرم و راحت خواباند.
پایین ترش: relief.
پایین ترش: هیچ کلمه ایی را به اندازه ی این دوست ندارم.
پایین ترش: دارم سبک می شوم.
پایین ترش: مست ِ دردم.
پایین ترش: کلافه ی دردم.
پایین ترش: آهان. این خوب است.
صدای توی گوشم می گوید I`ve become comfortably numb. می نویسم یک جور خوبی کرخت شده ام.
جانور بیدار می شود و می غرد. دردی توی دلم می پیچد. می نویسم دروغ گفتم، یک جور دردناکی.
خوابیده روی مبل سه نفره -می دانم اسمش کاناپه است و دلم می خواهد بگویم مبل سه نفره- پای چپ جمع کرده توی شکم، پای راست آویزان. جلد سوم نورتون روی شکم باز -روی صفحه ایی که آرنولد شعر می گوید. روی آن -عمود- دفتری باز است. می نویسم گویا دو تا فسقل گلبول قرمز نداریم گرم نگه مان دارد. کف پاها یخ زده و سرانگشت ها کرخت. می نویسم کرخت و پایین ترش تصویر انگشتی را می کشم فرورفته توی یک سوراخ ِ یک دیوار ِ یک احتمالا سد. فلش می زنم رو به انگشت و می نویسم انگشت پترس.
پایین ترش: مادرش به او سوپ گرم خوراند و او را در رخت خواب گرم و راحت خواباند.
پایین ترش: relief.
پایین ترش: هیچ کلمه ایی را به اندازه ی این دوست ندارم.
پایین ترش: دارم سبک می شوم.
پایین ترش: مست ِ دردم.
پایین ترش: کلافه ی دردم.
پایین ترش: آهان. این خوب است.
صدای توی گوشم می گوید I`ve become comfortably numb. می نویسم یک جور خوبی کرخت شده ام.
جانور بیدار می شود و می غرد. دردی توی دلم می پیچد. می نویسم دروغ گفتم، یک جور دردناکی.