به نسترن گفتم ببین، اینجوری که نمی شود. نمی شود همیشه یک : ) روی لب های کوفتی ِ آدم باشد.
این روزها یا پاچه گرفته ام یا پاچه ام را گرفته اند. من حالم خوب نیست، درد دارم، اینجا، تو کمرم. به آقایی که داروها را تحویل می داد گفتم پروفن می خواهم. گفت چرا مفنامیک اسید نمی خوری؟ گفتم برای خودم نیست، پدرم کمردرد دارد. گفت چرا مدافناک نمی خورن؟ گفتم آقا، لطفا یک بسته پروفن بهم بدهید، خواهش می کنم. بسته پروفن را از توی دست مرد قاپیدم. در آن لحظه عاشق آن اسمارتیزهای روکش دار صورتی بودم، هر چند می دانم همین ها یک روزی سرطانی ام می کنند، سرطان معده، اووووف!
اینجا نسشته بودم، اینجا. زیر این درخت انبوه که اسمش را بلد نیستم، باید از بابا بپرسم. این پسره اسمش چی بود؟ امین؟ از جلوم رد شد. ازش بدم می آید. نامزد ِ دوست من بود. بعد عاشق یکی دیگر شد و برای اینکه دوست من را از خودش دلزده کند روش سیفون کشید. پروفن دارد اثر می کند اما من سردم است. به نسترن می گویم دست هام رو بگیر، محکم. نسی دست هام را می گیرد اما شل و ول. جان به تن ندارد این دختر. به فاطی می گویم تو بیا، تو دستم رو بگیر؛ تو زورت بیشتره. فاطی دستم را می گیردو یک چیزی توی دلم تکان می خورد. آخ. باید بروم خانه. به فاطی می گویم زنگ بزن به آژانس دانشگاه. زنگ می زند می گویند ماشین ندارند. می گویم شت. به جهنم که ندارند. آخ. دلم. فاطی یک لیوان آب برام میاری؟ یک پروفن دیگر برای توی راه. پری مرا تا خانه می برد. خودم را پرت می کنم روی تخت و مامان می گوید برات دم کرده بابونه بیارم؟ می گویم نه مامان. دو تا پروفن خوردم. می گوید دختر پروفن خطرناکه. می گم مامان، می دونی، امروز دلم می خواست یکی از استادامو بکشم. ببین، به من گفته واسه روش تحقیق درباره وجه رمانتیک اشعار الیوت تحقیق کنم. ببین مامان، الیوت کار هر کسی نیس. کار خود این استاد کوفتی هم نیست. ببین مامان، الیوت از رمانتیک ها بدش می آمده، خب؟ اصلا متنفر بوده ازشون. حالا منتقدها میگن خودش هم یک جورهایی رمانتیک بوده. خدایا، باید رمانتیک ها را خوب بخونم، بعد الیوت رو خوب بخونم، بعد فکر کنم کجای الیوت رمانتیک بوده. می بینی مامان، سخته... وقت ندارم مامان. مامان نمی داند الیوت کیه، مامان نمی داند رمانتیک ها دیگر چه کوفتی هستند. اما مامان دست های خوبی دارد. بهش می گویم دستم رو بگیر، محکم. می گیرد. بعد من گریه می کنم . مامان می گوید چی شده گلی؟ می گم هیچی مامان. هیچی. مامان هیچی نشده، به خدا هیچ چی نشده.