یکشنبه، مهر ۱۸

ددم وای!

بچه که بودم، گاهی اوقات خوشم می اومد به ریتم نفس هام دقت کنم، خیلی خوب به هر دم و بازدم فکر می کردم و وقت می گرفتم ببینم فاصله بین هر دم و بازدم چقدر میشه. یکی دو دقیقه که می گذشت احساس می کردم ریتم نفس هام داره نامنظم میشه، به نفس نفس می افتادم و چند دقیقه ایی طول می کشید تا تنفسم به حالت ناخودآگاهش برگرده و حالم بیاد سر جاش. بعدش خدا رو شکر می کردم که حداقل زحمت نفس کشیدن رو به دوشم ننداخته و نفسه خودش میره و میاد تا وقتی که بره و دیگه برنگرده. این روزا ولی نفس کشیدن برام یک لیبر(labor) شده، به نوعی جان می کنم تا این نفس بیاد پایین  و بره بالا.هنوز وقت نکردم برم دکتر و حوصله ش رو هم ندارم. خودم حدس می زنم از چی باشه... بله، سیگار! این بلای خانمان سوز ِ مردافکن ِ  دشمن ِ بشر ِ اخ ِ جیزD:  شوخی کردم! نفس تنگی ِ من احتمالا به خاطر تمام گرد و غبارهایی ِ که تو این چند ساله نوش جان کردم. گرد و غبارهایی رو میگم که از عراق وارد این مرز پرگهر شدن و تا همین پارسال- تا قبل از اینکه گرد و غبارها به پاییتخت برسن- هیچ کس به هیچ جاش نبود که مردم تو غرب و جنوب دارن چی می کشن.

بی ربط نوشت: الان بابام اومد تو اتاق و بهم گفت لباس بپوشم که بریم دکتر، بهش گفتم نمی تونم بیام  چون کلی کار رو سر و کله م ریخته و باید تا فردا یه ترجمه رو تحویل بدم. بابا باز هم اصرار کرد و منم دوباره همون حرف ها رو تکرار کردم. آخرش، همون جمله ایی رو گفت که همیشه آخر ِ جر و بحث هامون میگه: به قول مادربزرگت، آدم سگ بشه اما پدر و مادر نشه. این رو البته اول به ترکی میگه بعد واسه من به فارسی ترجمه ش میکنه، آخه من ترکی بلد نیستم.

۲۲ نظر:

موش کور گفت...

ما ترکا یه ضرب المثل دیگه هم داریم که خیلی جالب توجه ِ:
آدام اوین ایتی السون آما اول اوشاغی اولماسون.
ترجمه: آدم سگ خونه باشه ولی بچه ی اول نباشه.
ضرب المثلی ِ ها :-)).

دکتر برو دکتر خوبه و درد هم نداره.

Warrior گفت...

حالا شما غربی هستی یا جنوبی یا جنوب غربی؟
دیگه بهتر از این می‌خواستی باشه که بابات دستتو بگیره ببره؟
فرصت رو از دست دادی :D

Juno گفت...

کلا ترک ها در خلق ضرب المثل های شاهکار رقیب ندارن. من یه سری ضرب المثل شاهکار دیگه هم بلدم که روم نمیشه وگرنه رو می کردم. در مورد این ضرب المثلی که گفتی هم خدا رو شکر من فرزند سوم ِ خانواده هستم. ببینم واسه بچه سوم هم ضرب المثل دارن؟

یه بار مامانم با همین ترفند منو برد دکتر گفت درد نداره و اینها، نشون به اون نشون که آقای دکتر سه تا آمپول برام تجویز کرد که یکیش رو همون روز نوش جان کردم. من دیگه گول نمی خورم D:

Juno گفت...

به موش کور:
موش جان اون کامنت بالایی خطاب به شما بود : )

Juno گفت...

به warrior:
ما جنوب غربی هستیم :)

فردا کلی کار دارم وگرنه می رفتم. جالبه، این پست رو که گذاشتم حالم بهتر شد.

پیپ، قهوه، شکلات گفت...

همدردی مرا من باب ترس از سوزن پذیرا باش . دیگه نشنوم به سیگار توهین کنی؟!

falsch گفت...

خدا رو شکر که بهتری الان. همیشه دیر میرسم من چرا؟

رویا-حرفخونه گفت...

اصلا اعتماد نکن.دکتر نریا.هم درد داره.هم دردسر داره.هم آمپول داره.
گول نخور.

درخت ابدی گفت...

-حالا که بحث ترک ها شد، اعتراف می کنم 25 درصدم ترکه!
-حتما برو دکتر، چون مشکل تنفسی آمپول نمی خواد(واقعا؟). وقت واسه ترجمه زیاده!
-تیترت قشنگه.
@ موش کور ترک هم جالبه، یه چیزی مث مورچه ی قطبیه!(ببخشید، موش جان.)

من و من گفت...

تنفس در يه سني دغدغه ي همه بچه هاست فك كنم. منم يه زماني زياد بهش فك مي كردم وقتي دقيق ميشدم روش نفسم سنگين ميشه بالا نميومد. بعدن تصميم گرفتم بهش فك نكنم جون از حالت اوتو خارج ميشد و منوال ميشد! سخت بود اون وقت.

سوالي كه هست اينه اگه موش كور ترك نبود باز نوشته هاش انقدر خوب از آب درميومد؟!

Juno گفت...

به حماقت نکن:
مرسی. فکر می کردم فقط خودم با این سن و سال از آمپول زدن می ترسم. اصلا سر و شکلش رو که می بینم تنم می لرزه D:

اتفاقا وقتی داشتم از سیگار حرف می زدم یاد تو افتادم. سیگار نکش برادر، سیگار بده، اخه، جیزه، بازم بگم؟ :))

Juno گفت...

به هدی:
مرسی هدی، بهترم.
راستی دیر نرسیدی که ;-)

Juno گفت...

به رویا:
مقاومت کردم رویا. هنوز نرفتم دکتر :))

Juno گفت...

به درخت ابدی:
-حالا چرا اعتراف؟ D: من ترک 50 درصدم!

-ترسش رو که شوخی کردم. فعلا وقت نکردم برم دکتر. دیگه ترجمه نمی گیرم، یا کمتر می گیرم. کارِ ِ خیلی وقت گیر و طاقت فرسایی ِ.

-مرسی. تکه کلام ِ مادربزرگمه :)

-این مورچه قطبی خیلی بامزه بود :))

Juno گفت...

به من و من:
جدی تو هم بهش فکر می کردی؟ عجیبه، بچه ها معمولا دغدغه! های مشابهی دارن.

باید از خود موش کور بپرسیم ببینیم نظر خودش چیه. من الان می خواستم راجع به این قضیه نظر بدم ولی چون یادم افتاد که یه بار گفت از تعریف و تمجید شنیدن خوشش نمیاد ناچارم سکوت اختیار کنم :))

من و من گفت...

خوشش نياد! تو تعريفتو بكن بابا بعد من مسخره ش مي كنم اثرش بره خوبه؟ هرررررررررررر

موش کور گفت...

خوب شد به موقع رسیدم چشم فتنه رو کور کردم
:-))

Juno گفت...

به من و من:
نشد من بزرگه. دیر رسیدم!

Juno گفت...

به موش کور:
:-))

پیپ، قهوه، شکلات گفت...

من سندرم افزایش کامنت گرفتم . میخواستم آپ کنم منتظر بودم 20 تا شه حس خود شیفتگی ارضا شه . امشب می آپم .

در ضمن مدتهاست از وقتی که من سیگار می کشیدم گذشته ... الان سیگاره که منو میکشه !

پیپ، قهوه، شکلات گفت...

در این لحظه چیزی که اعصاب مرا بیشتر خورد می کند اینست که کامنت ها را بسته ای دختر !!!! ):<

هدی گفت...

جونو جان اینقد پروفن نخور. ژلوفن بهتره . اگه اثر نکرد میتونی آدووفن رو که قوی تره امتحان کنی. نظرات رو بسته بودی اینجا کامنت گذاشتم برات. خیلی قشنگ مینویسی .