شنبه، آبان ۶

Sweet home



خب من هنوز زنده ام و دلم برای اینجا یک ذره شده. اندازه ی کله ی مورچه ایی که در این حوالی احمقانه دور سر خودش می چرخد. تلمیحی بود به یک اس ام اس بی نمک. بله. همینطور که می بینید یا نمی بینید -چون شک دارم کسی من را بخواند- هنوز فرهیخته هستم. حالا اینکه ملت به بایبل و غیره تلمیح می دهند و من به یک اس ام اس آبکی، ازش می گذریم. همینطور که می بینید یا نمی بینید، هنوز روده درازم. 
چرا نبودم؟ این را شاید کسی نپرسد ولی من باید بگویم چرا، که یادم نرود چرا. تقریبا یک سال شد. اوایلش که به خاطر مثلا درس خواندن برای کنکور گم و گور شدم. کنکور قبول نشدم که اگر غیر از این اتفاق می افتاد باید به استاندارد بودن سوالات یا هوش بقیه شرکت کننده ها شک می کردیم. بعد از آن دچار یک رخوتی شده بودم که دستم به بلاگیدن نمی رفت. می نوشتم ها، توی وُرد. بعد هی فکر می کردم این را توی گوشه ی پاک و روشنم منتشر  کنم، ولی نمی کردم. الان چرا برگشته ام؟ چون نمی توانستم برنگردم. یکهو دلم خواست حرف بزنم.  

۶ نظر:

درخت ابدی گفت...

سلام به جونو که بلاخره چراغ خونه‌ش روشن شد و ما رو در بهت و حیرت فروبرد.
خوش‌حالم که هستی. متاسفم که قبول نشدی. خوبه که دلت خواست حرف بزنی:)

Juno گفت...

وای درخت! چقدر خوشحالم که اینجا می بینمت. می دونی که همیشه می خونمت ولی جایی کامنت نمی ذاشتم. معذرت می خوام از این بابت. دوست دارم باز برگردم به اون فضا. خیلی مرسی :-)

falsch گفت...

چقد شگفت زده شدم که برگشتی. پیش خودم میگفتم حکما جونو داره یه جای دیگه مینویسه.اینقد نا امید شده بودم از برگشتنت!
بابت کنکور متاسفم. انشالا سال بعد.
خوشحالم دلت خواست دوباره تو گوشه ی پاک و روشنت حرف بزنی :)

Juno گفت...

هدی! من هم شگفت زده شدم که تو اینجایی! دلم برات تنگ شده. آخه خودت هم نمی نویسی! چرا؟

falsch گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
falsch گفت...

هوم...نمی دونم. خوبه که اینجایی.:)