فارست گامپ نزدیک به سه سال ِ که داره میدوه بدون اینکه استراحت کنه. اون فقط واسه خواب شبانه توقف میکنه. ریش و پشمی بهم زده دیدنی، احتمالا اگر خوب توی موهای سر و ریشش نگاه کنی به یه قبیله شپش چاقالو بر میخوری. فارست با این کار عجیب و غریبش توجه خیلی ها رو به خودش جلب کرده. یه جایی که الآن دقیق یادم نیست کجا -شاید پلی روی رودخانه ی می سی سی پی - خبرنگارها منتظر فارست هستند که سر برسه و ازش بپرسند که واقعا چرا؟ چرا این کار رو میکنه؟ آخه اینهمه دویدن واسه چی؟ وقتی فارست سر میرسه دنبالش می دون و ازش می پرسند « چرا می دوی؟ به خاطر صلح جهانی؟ حقوق زنان؟ محیط زیست؟ حیوانات؟ بی خانمان ها؟ به خاطر چی؟» و فارست بدون اینکه لحظه ایی بایسته میگه: فقط دوست داشتم بدوم.
سهشنبه، شهریور ۹
I just felt like running
فارست گامپ نزدیک به سه سال ِ که داره میدوه بدون اینکه استراحت کنه. اون فقط واسه خواب شبانه توقف میکنه. ریش و پشمی بهم زده دیدنی، احتمالا اگر خوب توی موهای سر و ریشش نگاه کنی به یه قبیله شپش چاقالو بر میخوری. فارست با این کار عجیب و غریبش توجه خیلی ها رو به خودش جلب کرده. یه جایی که الآن دقیق یادم نیست کجا -شاید پلی روی رودخانه ی می سی سی پی - خبرنگارها منتظر فارست هستند که سر برسه و ازش بپرسند که واقعا چرا؟ چرا این کار رو میکنه؟ آخه اینهمه دویدن واسه چی؟ وقتی فارست سر میرسه دنبالش می دون و ازش می پرسند « چرا می دوی؟ به خاطر صلح جهانی؟ حقوق زنان؟ محیط زیست؟ حیوانات؟ بی خانمان ها؟ به خاطر چی؟» و فارست بدون اینکه لحظه ایی بایسته میگه: فقط دوست داشتم بدوم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱۶ نظر:
الهی ! من اگه بگم هنوز فیلمش رو ندیدم اونجوری نگام نمیکنی؟
میدونی چیه؟!
اگه از من بپرسن کدوم فیلم رو به عنوان بهترین فیلم تموم دورانها انتخاب میکنی، بیشک میگم فارست گامپ
فارست گامپ، شخصیت ساده و بیریا؛ اصل اصل، همهچیز رو اونجوری میبینه که هست، واقعا زندگی میکنه، با بدبینی غریبهاس، با قضاوت کردن ناآشنا.
آخر فیلم یه حس خیلی عجیبی داشت؛ فارست گامپ و پسرش
عاشق فریمهایی بودم که داستانش رو برای شهروندهایی که روی نیمکت کنارش میشستن تعریف میکرد
به هدی:
نه هیچ جور خاصی نگاه نمیکنم D:
انقدر فیلم خوب هست خودم ندیدم.
به warrior:
چه قشنگ گفتی با بدبینی غریبه ست و با قضاوت کردن ناآشنا. واسه منم فارست دوست داشتنی ترین شخصیت عالم سینماست. عاشق حرف زدنشم مخصوصا وقت هایی که از مامانش حرف میزنه.
من هم ندیده ام!
باید بدوم...بدوم برای دیدنش...دین فیلم...
شاید تحت تاثیر قرار گرفتیم ما هم سالهای سال دیویدیم...
مانند روزهایی که تحت تاثیر into the wild بودم...
شاید ده-دوازده سال پیش بود که این فیلو رو دیدم. از کل فیلم فقط چند تا سکانس- از جمله اون پر- و ساده دلی ش یادم مونده.
این دویدن که گفتی یاد کتاب تازه ی موراکامی افتادم با عنوان "وقتی از دو حرف می زنیم از چه حرف می زنیم" که در مورد دویدن های خودشه و هنوز نگرفتمش.
واقعا چند وقته که ما کاری رو که دوست داریم انجام ندادیم؟
به عمو آلبرت:
into the wild همون فیلمی ِ که شان پن کارگردانیش کرده؟ دارمش ولی هنوز ندیدمش... فکر کنم منم باید بدوم واسه دیدن این فیلم.
به درخت ابدی:
من پنج شش سال پیش دیدمش ولی هر از گاهی هوس میکنم یه نگاهی بهش بندازم. چه ایده ی جالبی برای نوشتن یه کتاب! منم باید بگیرمش.
چند وقته که کاری رو که دوست داریم انجام ندادیم؟ من که دیگه یادم نمیاد!
من هم هیچ دلیلی برای اینکه دارم برات کامنت می ذارم ندارم
صرفا وست دارم!!
خب این خودش دلیله دیگه
آره همون فیلمه،خیلی خیلی فیلم خوبیه...
من متاسفانه این فیلمو ندیدم .تصورش اما خیلی باحاله که یه آدم 3 سال مداوم فقط بدوه.
میگه که:
هدف همین است: راه رفتن.
الباقی بماند برای دیگران.
ازت درخواست میکنم که بنویسی گوش میدی ؟
به صورت ناشناس ازت خواستم بنویسی اما گوش نکردی. گمونم نیت کردی تو این ماه مبارک نظریهی طفلی من رو به فاک بدی آره؟
چتو متوری تنبل خانوم.؟؟؟
آپ کننننننننننننننننن.
لفطن.
آپ کن ننه جون . ببین دندونام ریخته . آپ کن ننه.
ارسال یک نظر